سفارش تبلیغ
صبا

تنها خواهر امام هشتم

نجمه خاتون همسرگرامى امام کاظم(ع) تنها دو فرزند در دامان‏خود پرورش داد و آنها عبارتند از:

1- خورشید فروزان امامت، حضرت على بن موسى الرضا(ع)

2- حضرت معصومه (س)

محمد بن جریر طبرى، دانشمند گرانمایه شیعه در قرن پنجم هجرى، براین واقعیت تصریح نموده است.

مدت 25 سال تمام حضرت رضا(ع) تنها فرزند نجمه خاتون بود، پس‏از یک ربع قرن انتظار، سرانجام ستاره‏اى تابان از دامن نجمه‏درخشید که هم سنگ امام هشتم(ع) بود و امام(ع) توانست والاترین‏عواطف انباشته شده در سویداى دلش را بر او نثار کند.

بین حضرت معصومه(س) و برادرش امام رضا(ع) عواطف سرشار و محبت ‏زایدالوصفى بود که قلم از ترسیم آن عاجز است.

در یکى از معجزات امام کاظم(ع) که حضرت معصومه نیز نقشى دارد،هنگامى که مرد نصرانى مى‏پرسد: «شما که هستید؟» مى‏فرماید: «انا المعصومه اخت الرضا» «من معصومه، خواهر امام رضا(ع)مى‏باشم.» این تعبیر از محبت‏سرشار آن حضرت به برادر بزرگوارش‏امام رضا(ع) و از مباهات او به این خواهر برادرى سرچشمه‏مى‏گیرد.

رمز قداست قم

در احادیث فراوانى از قداست قم سخن رفته، تصویر آن در آسمان ‏چهارم به رسول اکرم(ص) ارائه شده است.

امیرمومنان(ع) به اهالى قم درود فرستاده و از جاى پاى جبرئیل ‏در آن سخن گفته و امام صادق(ع) قم را حرم اهلبیت معرفى کرده وخاک آن را پاک و پاکیزه تعبیر کرده ‏است.امام کاظم(ع) قم را عش‏آل محمد (آشیانه آل محمد(صنامیده و یکى از درهاى بهشت را از آن اهل‏قم دانسته.امام هادى(ع) اهل قم را «مغفور لهم‏»(آمرزیده) تعبیر کرده و امام حسن عسکرى(ع) از حسن نیت آنها تمجید کرده و با تعبیرات بلندى اهالى قم را ستوده است.اینها و دهها حدیث دیگرى که در قداست و شرافت قم و اهل قم از پیشوایان معصوم به ما رسیده، فضیلت و عظمت این سرزمین را براى‏همگان روشن مى‏سازند، جز این که باید دید راز و رمز این همه‏شرافت و قداست چیست؟

حدیث فوق که پیرامون ارتحال حضرت معصومه(س) به عنوان پیشگوئى‏از امام صادق(ع) نقل شد، از راز و رمز آن پرده بر مى‏دارد و روشن مى‏سازد که این همه فضیلت و شرافت، از ریحانه پیامبر،کریمه اهلبیت، مهین بانوى اسلام، حضرت معصومه(س) سرچشمه‏مى‏گیرد، که در این سرزمین دیده از جهان فرو بسته، گرد و خاک ‏این سرزمین را توتیاى دیدگان حور و ملائک نموده است.

عصمت حضرت معصومه(س)

بر اساس روایتى که مرحوم سپهر در «ناسخ‏» از امام رضا(ع)روایت کرده، لقب «معصومه‏» را به حضرت معصومه، امام هشتم ‏اعطا کرده‏اند. طبق این روایت امام رضا(ع) فرمود: «من زار المعصومه بقم کمن زارنى‏» «هرکس حضرت معصومه را در قم زیارت کند، همانند کسى است که مرا زیارت کرده باشد.» این ‏روایت را مرحوم محلاتى نیز به همین تعبیر نقل کرده است. با توجه به این که عصمت ‏به چهارده معصوم(علیهم السلام) منحصر نیست، بلکه همه پیامبران، امامان و فرشتگان معصوم هستند. و علت اشتهار حضرت رسول اکرم، فاطمه زهرا و امامان(علیهم‏السلام) به «چهارده معصوم‏» آن است که آنها علاوه بر مصونیت ازگناهان صغیره و کبیره، از «ترک اولى‏» نیز که منافات با عصمت ‏ندارد، پاک و مبرا بودند.

مرحوم مقرم درکتابهاى ارزشمند :«العباس‏» و «على الاکبر»دلائل عصمت ‏حضرت ابوالفضل و حضرت‏على‏اکبر(علیهماالسلام) را بر شمرده‏است. و مرحوم نقدى در کتاب‏«زینب الکبرى‏» از عصمت‏حضرت زینب سلام الله علیها سخن‏گفته است. و مولف «کریمه اهلبیت‏» شواهد عصمت‏حضرت معصومه(س)را بازگو نموده است.

و با توجه به این که حضرت معصومه(س) نام شریفشان «فاطمه‏»است و در حال حیات به «معصومه‏» ملقب نبودند، تعبیر امام(ع)دقیقا به معناى اثبات عصمت است، زیرا بر اساس قاعده معروف:«تعلیق حکم به وصف مشعر بر علیت است‏» دلالت‏حدیث‏شریف برعصمت آن بزرگوار بى‏تردید خواهد بود.

فداها ابوها

آیت الله سید نصر الله مستنبط از کتاب «کشف اللئالى‏» نقل‏فرموده که روزى عده‏اى از شیعیان وارد مدینه شدند و پرسشهایى‏داشتند که مى‏خواستند از محضر امام کاظم(ع) بپرسند. امام(ع) درسفر بودند، پرسشهاى خود را نوشته به دودمان امامت تقدیم‏نمودند، چون عزم سفر کردند براى پاسخ پرسشهاى خود به منزل‏امام(ع) شرفیاب شدند، امام کاظم(ع) مراجعت نفرموده بود و آنها امکان توقف نداشتند، از این رو حضرت معصومه(س) پاسخ آن پرسشها را نوشتند و به آنها تسلیم نمودند، آنها با مسرت فراوان از مدینه منوره خارج شدند، در بیرون مدینه با امام کاظم(ع) مصادف‏شدند و داستان خود را براى آن حضرت شرح دادند.

هنگامى که امام(ع) پرسشهاى آنان و پاسخهاى حضرت معصومه(س) را ملاحظه کردند، سه بار فرمودند: «فداها ابوها» «پدرش به قربانش باد.» باتوجه به این که‏حضرت معصومه(س) به هنگام دستگیرى پدر بزرگوارش خردسال بود،این داستان از مقام بسیار والا و دانش بسیار گسترده آن حضرت‏حکایت مى‏کند.

لقبهاى حضرت معصومه(س)از زیارتنامه‏ ها

سه ‏زیارتنامه براى حضرت معصومه ‏ذکر شده است: یکى از آنها مشهور و دو تاى دیگر غیرمشهوراست.

اسامى و لقبهایى که براى حضرت معصومه در دو زیارتنامه غیرمشهور ذکر شده، به قرار ذیل است:

طاهره(پاکیزه)،حمیده(ستوده)،بره(نیکوکار)،رشیده(رشدیافته)،تقیه (پرهیزکار)،رضیه(خشنود از خدا) ،مرضیه(مورد رضایت ‏خدا) ، سیده طاهره(بانوى پاکیزه)، سیده‏ صدیقه(بانوى بسیار راستگو)، سیده رضیه مرضیه(بانوى خشنود ازخدا و مورد رضاى او) ، سیده نساء العالمین(سرور زنان عالم)

لقبهاى دیگر آن بانو

محدثه و عابده و مقدامه(بانوى پیشتاز)از دیگر صفات و القابى‏است که براى حضرت معصومه عنوان شده است.


بر گرفته شده از سایت /http://amirfarhanggholamiorimi.blog.ir





تاریخ : سه شنبه 96/5/3 | 1:56 عصر | نویسنده : علیرضا صادقی برادرشهید محمدصادقی حسن آبادی | نظرات ()
ایا در زمان حکومت امام علی (ع) حجاب به زور به غیر مسلمان ها تحمیل می شد؟

پاسخ: با سلام. در آن عصر حجاب در میان زنان (حتی غیر مسلمانان) امری مسلم و غیر قابل انکار بود که اسناد آن در ادامه می‌آید. لذا لزومی نداشت حضرت کسی را مجبور کند. چرا که بسیاری از مبانی حجاب به صورت ذاتی و به عنوان اصلی قطعی در زندگی اجتماعی مردم آن عصر رعایت می‌شد.
توضیح بیشتر آن‌که:
برهنگی حاکم بر جوامع امروزی هرگز در زمان قدیم وجود نداشته است. غالب جوامع بشری پوشش کامل بانوان را یکی از امور مسلم و بدون تردید در جوامع خود می‌دانستند.
توجه به برخی سریال‌های ساخته شده مربوط به دوران‌های قدیم توسط کارگردانان و نویسندگان دقیق، می‌تواند مطالب فوق را برای شما به خوبی تداعی نماید. اگر بخواهیم نمونه‌ای غیر ایرانی از این دست سریالها را مثال بزنیم شاید برخی سریال‌های کره‌ای که در این اواخر در ایران پخش می‌شوند، مصداق نستبا مناسبی باشند. پوشش کامل بدن و بدن‌نما نبودن لباس‌ها از موارد قابل توجه می‌باشند هر چند با مراجعه به تصاویر بر جای مانده یا طراحی شده توسط انسان‌های قدیم این پوشش را تا حدودی –و نه به گستردگی پوشش کامل بدن- در ناحیه سر و موی زنان نیز شاهدیم. از این مسئله کلی دو گروه مستثی بودند گروه اول برخی قبایل بدوی ساکن در قاره آفریقا و دوم زنان هرزه و بی‌بند و بار در هر جامعه.
مراجعه به کتاب‌های نوشته شده با موضوع تاریخ تمدن و مشاهده عکس‌های موجود در آن می‌تواند به عنوان مؤیدی بر سخنان ما باشد. این تصاویر دو دسته‌اند. اول عکسهای بسیار قدیمی و دوم نقاشی‌های بر جای مانده از نقاشان از صورت انسان‌های واقعی (و نه نقاشی‌هایی که نقاش آن ها را با الهامات ذهنی خود کشیده است).
به عنوان نمونه ر.ک: تاریخ تمدن: از کهن‌ترین روزگار تا سده ما/ هنری لوکاس؛ ترجمه عبدالحسین آذرنگ.- تهران: کیهان، ‎1369.
برخورد با زنان بد حجاب حتی در میان سایر ادیان و ملل گذشته نیز وجود داشته است به عنوان مثال ویل دورانت راجع به قوم یهود می نویسد «اگر زنی به نقض قانون یهود می پرداخت: چنانکه مثلا بی آنکه چیزی بر سرداشت به میان مردم می رفت یا با مردان درد دل می کرد و یا ... مرد حق داشت بدون پرداخت مهریه او را طلاق دهد».[1]
همین نویسنده به وجود حجاب در ایران قدیم هم اشاره می کند.[2] و از مطالبش استفاده می شود که حجابی که در قوم یهود و ایران باستان معمول بوده است از حجاب اسلامی بسی سخت تر و مشکل تر بوده است.






تاریخ : یکشنبه 96/4/18 | 11:43 صبح | نویسنده : علیرضا صادقی برادرشهید محمدصادقی حسن آبادی | نظرات ()

واقعیت این است که با استفاده از روش نه چندان پیچیده ی تفهمی (هرمنوتیک) در فهم نخستین آیات وحی می توان به ارزش و جایگاه مفاهیمی چون خواندن، علم، قلم و معرفت پی برد. با نگاهی منطقی به این قضیه نیز می توان استنباط کرد دینی که آغازین کلامش با خواندن و علم شروع می شود، باید برای تعلیم و تربیت انسان به طور کلی، و تعلیم و تربیت دوران اولیه ی زندگی انسان اهمیتی خاص قائل شده باشد. با نظر به سیره ی پیامبر اعظم و تحلیل گفتار و کلام و رفتار حضرت، آن گونه که با فرزندان خود یا فرزندان اصحاب یا انصار عمل می کرد، این گونه استنباط می شود که پس از آموزش سواد و خط، مواردی چون تعلیم و تربیت اعتقادی، آموزش مهارت های زندگی، آداب و رسوم اجتماعی، تربیت عبادی، آموزش احکام دینی و حکمت مهمترین ویژگی های تربیت نبوی از لحاظ محتوا و مواد آموزشی بوده اند.
أ. سواد آموزی: می دانیم نخستین کلام وحی که بر پیامبر اکرم نازل شد کلمه ی «بخوان» بود و پاسخی که حضرت به جبرئیل داد این بود که «چه بخوانم، من که سواد خواندن ندارم» در پاسخ رسول خدا به روح الامین، نکته ای بس مهم برای بشر نهفته و آن اینکه پایه ی پذیرش هر مسئولیت خطیری در زندگی، داشتن سواد و توانایی های مربوط به آن است. برای همین منظور هم بود که پیامبر عظیم الشأن اسلام از همان آغاز رسالت خطیر خود به آموزش خواندن و نوشتن برای کودکان سفارش فرمود. «استفاده ی پیامبر از اسیران (جنگی) برای آموزش کودکان و گماشتن عبدالله بن عاص در مسجد مدینه برای آموزش سواد و خط بیانگر سیره ی حضرت در توجه به آموزش و سواد در دوران کودکی است». (1)
ب. آموزش قرآن: آموزش قرآن و حکمت پس از سواد آموزی و آموزش خط مطرح شده است. آن طور که تاریخ تعلیم و تربیت در اسلام مشخص می سازد. در صدر اسلام در مکتب خانه ها، تعلیمات مقدماتی، یعنی خواندن و نوشتن و حساب ساده و اندکی شعر و تاریخ و قرآن و حدیث به صورت ساده آموزش داده می شد. (2) بدون شک، اساس سیره ی تربیتی امامان معصوم برگرفته از سیره ی نبوی است. بنابراین، زمانی که امام علی به فرزند خود امام حسن می فرماید: تعلیم و تربیت تو را با آموزش کلام خدا آغاز کردم. (3) نشان می دهد که این مرحله ی آموزش از لحاظ موضوع و محتوا پس از سواد آموزی اولیه است که از سیره ی نبی اکرم درباره ی خود حضرت (حضرت علی) و نیز درباره ی اطرافیان و یاران اولیه ی خویش گرفته می شود.
ج. آموزش آداب و مهارت های اجتماعی: آموزش آداب و مهارت های زندگی و سلوک اجتماعی همگام با رشد سنی و افزایش میزان فهم و درک اجتماعی کودکان، به صورت علمی و به هنگام رویارویی با رفتار خاصی از طرف کودکان به آن ها ارائه می شده است. احادیث بسیاری در این زمینه از شیوه ی رفتار و نوع گفتار پیامبر در زمینه ی چگونگی حرکت و نشست و برخاست در حضور والدین، آداب غذا خوردن، مسواک زدن، رعایت نظافت فردی و اجتماعی، احترام به بزرگتر، تکریم مهمان، خوش رویی و تبسم در مقابل دیگران، پیش سلام بودن و موارد مشابه دیگر نقل شده است که ارائه ی همه ی آن ها در حد این مقال نیست.

ادامه مطلب...




تاریخ : سه شنبه 96/4/13 | 12:26 عصر | نویسنده : علیرضا صادقی برادرشهید محمدصادقی حسن آبادی | نظرات ()

 

روز قدس






تاریخ : سه شنبه 96/3/30 | 12:24 عصر | نویسنده : علیرضا صادقی برادرشهید محمدصادقی حسن آبادی | نظرات ()

http://s5.picofile.com/file/8126972926/41400_8.gif






تاریخ : پنج شنبه 96/3/25 | 11:46 صبح | نویسنده : علیرضا صادقی برادرشهید محمدصادقی حسن آبادی | نظرات ()
   1   2      >
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.